تبليغاتX
مجموعه نوشته و سروده های امیر کویر ایران - پشت دستم ساعت آفتابیست

حرف هایم همه از جنس بلور

فکرمن تصور تازه ای از فرداهاست

جنسم از آینه ای فرداهاست

کوزه ام بشکسته

پشت دستم ساعت آفتابیست

ولی افسوس که آفتابی نیست

پر شده شهر از هیاهو

نفسم بشکسته

فکر من مخملکی می بافد از دیروز

......

چه شده کو فرهنگ هم جا داد و بی داد و صدا

........

خبری نیست به جز این همه جنجال و صدا

پرشده شهر از این دل تنگی

نفسم حبس شده در قفسم

بغض تنهایی ها

می رسد از دور صدای پر زنی

.........

.........

+ نوشته شده توسط امپراتور کویر ایران در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت |
-->





Powered by WebGozar

پروژه و پایان نامه های خود را کمتر از 48 ساعت از ما بخواهید برای شناخت بیشتر خود و حل مشکلات خانوادگی تان با ما تماس بگیرید فقط در ساعات اداری 09359455750