بودنم را هيچکس باور نداشت هيچکس کاري به کار من نداشت
بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ
او که خوابيده است در اين گور سرد بودنش را هيچکس باور نکرد
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد وسعت تنهائیم را حس نکرد
گریه پنهانیم را حس نکرد درد بی کس ماندنم را حس نکرد
لحظه پایانیم را حس نکرد
در غریبی ناله ها کردم کسی یادم نکرد
در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد
ضربه مردم چنان از زندگی سیرم نمود
آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد

