قرض مزاحمت بود که به حمدالله رفع شد
ما بقیش هم باشه برای یه روز دیگه
راستی تا یادم روح لطیف و افکار ملوسانه شما را پریشان خاطرنساخته و دیوان حافظ راچپ و چوله نکرده و کسی را به فراموشی نسپارده و مظلومی را ره سپار مریض خونه نکرده و معرفتی از کسی کم نشده باشه این را عارض شده باشم که
بنده حقیر دنیا ندیده تازه تکنولوژی دیده ستم بس دیده از تاریخ ۲۵/۵/۸۸ لغایت ۳۰/۵/۸۸ میزبان و میهمان پایتخت
شهر دود و درخت شهر مردان بی معرفت
شهر مترو و ماشین و غم شهر فریاد ظلمت صفت
شهر اسباب بازی های بی کسی شهر بچه های دور از معیشت منی
خواهم بود البت به کسی بر نخوره
...................................................................
یه روز می یای که دیگه دیر دیره یه روز می یای که دل دیگه اسیره
یه روز می یای که آدماش غریبن یه روز می یای که دنیا خیلی پیره
یه روز می یای که عاشقاش می میرن اون روز دیگه خیلی چیزا غریبه
اون روز دیگه امیر خودش غریبه

