به رضوان دلم جانا جفا کردی و رفتی
به موی تار بی ارزش تو ارزش دادی و رفتی
به وقت بی کسی هایم تو کس بودی ولی رفتی
تو ای رضوان بی رضوان جفا کردی چرا رفتی
به موی تار خوش رویان خوشی دیدم
ولی از تو به جز غم مهربانی دیدم و رفتی
تو را هر لحظه و هر روز به یاد می آوردم
آن روز که روبودی دلی ولی رفتی
به یاد لحظه رفتن به وقت مرغ پرگشتن
تو پرپر کردی و رفتی تو بردی دل ما را
تو ای رضوان بی رضوان تو بشکستی دل ما را
دل امیر غمگین گشت به این بی رسمی دنیا
یزد - ۱/۴/۱۳۸۸

